خانه/ کودک و نوجوان/ لجبازی چیست؟؟!!

لجبازی چیست؟؟!!

لجبازی چیست؟؟!

-لجبازی نوعی دشمنی و آزار ارادی است (ممکن است بعدا عادت کودک شود) که کودک و نوجوان برای رسیدن به خواسته‌های خود، مرتکب می شود.

لجبازی در کودکان : در پسرها دو برابر است ؛ دخترها به خاطر روحیه خاص، تبعیت بیشتر و نافرمانی کمتری دارند ولی در پسرها برعکس است.
لجبازی در بزرگسالان: در خانم ها  دو برابر است.

انواع و حالات بچه‌های لجباز:

۱سرکشی و خودخواهی در برابر دستورات والدین
۲عصبانیت و بیان خواسته‌ها با گریه، جیغ و داد زدن و ......
۳ واکنش و تراشیدن دلیل در برابر مقاومت والدین (مثلا والدین می گویند: همین الان باید بخوابی و کودک می گوید: نه!!! )
۴به مسخره گرفتن دستورات والدین 

نکته مهم:
در لجبازی، مقصر اول و آخر، والدین هستند.


 یکی از عوامل لجبازی کودکان، سختگیری والدین در تربیت است.
سخت‌گیری در تربیت ممنوع!!! هرچند به نفع کودک باشد.

ضررهای سخت‌گیری:

۱فاصله گرفتن از والدین
۲لجبازی
۳روحیه انتقام
۴افزایش عصبانیت (گاهی این هیجانات خطرناک است)
۵فرار از خانه (رسمی: به طور کلی فرار میکند، غیر رسمی: خانه اقوام می‌رود)
۶تصمیمات غیر عقلانی می‌گیرد، مثل کسی که خودکشی کرده است.

نکته مهم:
جایگزین سخت‌گیری، روش‌مند بودن است .

 

 

 

-حالات لجبازی

نشانه‌های بچه‌های لجباز چیست؟

۱سرکشی است. (سرکشی می‌کنند)؛

والدین نمی‌توانند این‌گونه فرزندان را تحت چهارچوب تربیتی خود قرار بدهند. 

۲عصبانیت (عصبانی می‌شوند)؛

در مراحل اول، ارادی است ولی بعدها می‌بینیم که نهادینه می‌شود. 

۳ دلیل تراشی؛

مثال:

والدین به فرزند که شب می‌شود میگویند: تلویزیون را خاموش کن و بخواب. فرزند پاسخ می‌دهد: خوابم نمی‌آید!

فرزند از صبح چیزی نخورده است و وقتی به او می‌گوییم: بیا و نهار بخور، او می‌گوید: نمی‌خورم، سیر هستم!

و یا برای کارهایی که نمی‌خواهد انجام بدهد، دلیل می‌آورد. 


علت‌های لجبازی؛

چرا بچه‌ها لجبازی می‌کنند؟ 

۱بی‌توجهی به فرزند و نیازهای او؛ 

محدودیت سنی هم ندارد و فقط ممکن است که نیازها، متفاوت باشد. 

گاهی اوقات ما به نیاز‌های فرزندانمان، بی‌توجهی می‌کنیم و او لجباز می‌شود. 

یک زمانی فرزندمان نیاز به هم‌بازی دارد. اهمیتی به هم‌بازی نمی‌هیم و می‌بینیم که بچه بیکار در منزل، لجباز می‌شود. 

یک موقع نیاز فرزند این است که بیرون برود و تفریح کند. در خانه او را حبس می‌کنیم و بیرون نمی‌بریم و در نتیجه لجباز می‌شود. 

 

 

 

-علت‌های لجبازی؛

چرا بچه‌ها لجبازی میکنند؟ 

۲گاهی اوقات علت "محرومیت" است؛

الف) محرومیت مطلق

گاهی اوقات به خانواده‌ها میگوییم: بچه‌هایتان را از چیزهایی که در اطرافتان هست و به عنوان نیاز محسوب میشود، محرومشان نکنید.
حتی در جاهایی باید زمینه‌های یک چیز را فراهم کنیم تا بچه احساس محرومیت نکند.

 مثلا والدین می‌گویند: در بین فامیل‌های ما همه‌ی بچه‌ها تبلت دارند و وقتی فرزندمان را به مهمانی میبریم دچار سرخوردگی میشود.
ما چه کار باید بکنیم؟

ما دو راهکار را ارائه می‌دهیم: 

برویم و بشویم یک فرد فعال در مهمانی؛
وقتی به مهمانی میرویم چندتا بازی فکری با خودمان ببریم و بچه‌ها را مشغول کنیم تا به سمت تبلت نروند. (شیوه حواس‌پرتی)

 مدیریت بکنیم؛
یک تبلت بخریم برای خودمان و در مهمانی یک ساعت بدهیم به بچه و بازی کند تا احساس محرومیت نکند. 

یک وقتی یک مادری می‌گفت: برای دخترم خواستگار آمده و آبروریزی میکند!
می‌گفت: وقتی خواستگارها می‌آیند یکی از موضوعاتی که صحبت میکند این است که: 
آیا شما معتقد به تلویزیون هستید یا خیر؟ ومیخرید یا خیر؟ 

پسر هم که می‌گوید: هرچه شما بگویی و دختر هم می گوید بخر!

چرا؟ چون‌درمنزلشان تلویزیون نبود. 
حالا به این دختر بگوییم که این صحبت را نکن. فکر می کنید نمی‌گوید، لجبازی می‌کند.
او را از یک چیز محروم کرده‌ایم.

امروزه خیلی چیزها هست، چه خوب چه بد ولی ما باید مدیریت خوب بکنیم. 
محرومیت‌های مطلق را مدیریت کنیم، هرچندآسیب دارد، باید آسیبش را به حداقل برسانیم. به نوعی دفع بدتر به بد بکنیم. 

ب) محرومیت‌از عواطف؛ 

بچه‌ها نیاز به محبت دارند و ما باید این عواطف را تامین کنیم. 
مقتضای سنی هم ندارد و در همه‌ی سنین این مشکل میتواند بوجود بیاید. 

▫️بین ما و بچه‌ها شباهت‌هایی وجود دارد. 

آقا به همسرش محبت نمیکند و در نتیجه همسر لجبازی میکند. 

در مورد بچه‌ها هم همینطور فقط باید افراط و تفریط نکنیم.

 

۳براثر نیاز های شدید؛ 
مانند: خواب، گرسنگی، تشنگی و....

 گاهی اوقات بچه‌ها نیاز شدید به خواب دارند و در اثر عدم مدیریت ما در خواباندن باعث می‌شود تا بچه‌ها لجبازی کنند!

 در سنین مختلف هم متفاوت می‌باشد.

مثلا: فرزندی بود ساعت یک شب می‌خوابید. 
در اینجا بچه مقصر نیست بلکه مدیریت داخل خانه ضعف دارد.

دوتا ضعف دارد: 

الف) شاید بچه را بد می‌خوابانند. مادر ساعت چهار بعدازظهر به فرزند می‌گوید: بخواب و ساعت هفت شب هم فرزند بیدار می‌شود خب معلوم است این بچه زودتر از ساعت یک شب نمی‌تواند بخوابد. 

ب) گاهی اوقات ممکن است محیط خانه فعال باشد. یعنی: یک رویه‌ای برای پدر و مادر است که دیر می‌خوابند. 

خب این بچه در شب پنج ساعت می‌خوابد، درحالی که باید هشت ساعت استراحت کامل کند و با این اوضاع ساعت هفت صبح هم باید به مدرسه برود.
یک سوم نیازش برطرف نشده است.

با این شرایط در کلاس حاضر  می‌شود و این مشکلات را دارد: 
خودش آسیب می‌بیند.
به معلم آسیب می‌زند.
آستانه تحملش پایین می‌آید، حتی گاهی اوقات به دیگران آسیب وارد می‌کند.
و غیره

نباید بگذاریم که بچه‌ها به نیاز شدید برسند تا ما تسلیم آن‌ها شویم و مجبور بشویم لجبازی آن‌ها را قبول کنیم. 

باید برنامه‌ریزی درستی در این زمینه داشته باشیم. 
بچه سروقت بخوابد، غذا بخورد و..... 

۴استبداد والدین؛ 

والدین زورگو هستند!

یعنی: توجهی به طرف مقابل ندارند، آدم‌های مستبد فقط خودشان را می‌بینند. 

انواع استبداد: 

سخت: 
خواسته‌های خودشان را همراه واکنش‌هایی همچون: داد و فریاد، زدن وغیره بیان می‌کنند.

نرم: صحبت‌های خودشان را با لطافت و از این قبیل اعمال مطرح می‌کنند.  

گاهی همین استبداد والدین باعث لجبازی در فرزندان می‌شود. 

 

خانواده ها چهار گروه هستند: 

مستبد

آسان‌گیر:
هر جایی دیدید که یک سیستمی‌ آسان‌گیر‌ است و‌ به‌مخاطبش آسان‌ می‌گیرد، بدانید هیچ نتیجه‌ای در پایان ندارد! 

بی‌تفاوت:
این هم نتیجه‌ای ندارد
به هیچ چیز اهمیتی نمی‌دهند. 
مثلا والدینی هستند که‌نمی‌دانند فرزندشان کلاس چندم هست؟‌

منطقی:
خوب است؛ یعنی هر حرفی که زده می‌شود‌، دلیل دارد.


◀️ با بچه‌ها باید با‌منطق صحبت کرد.

 در هر سیستمی حتی خانواده که ما آنرا یک سیستم (نهاد) می‌دانیم، باید این اتفاق رخ بدهد. 

۵بدآموزی؛ 

گاهی‌اوقات از والدین است و گاهی اوقات هم از سایرین است. مثل: دوستان، اقوام، رسانه و...

مثلا کودک می‌نشیند و یک سریال نگاه می‌کند. 
در این سریال که مخاطبش بزرگسالان می‌باشد، زن و شوهر باهم لجبازی می‌کنند. 
خب در اینجا معلوم‌است که لجبازی را یاد‌می‌گیرد. 

۶ آزمایش والدین؛ 

 یعنی چه: 
فرزند لجبازی می‌کند و با این کار می‌خواهد والدینش را امتحان کند تا ببیند با این کار می‌تواند آن‌ها را تسلیم کند یا خیر؟! می‌تواند به خواسته‌اش برسد یا خیر؟!

 بی روشی را سخت‌گیری می‌دانیم یعنی تربیت باید روشمند باشد ولی گاهی اوقات باید والدین مقاومت داشته باشند یعنی روش این است!

اگر در جایی در برابر پافشاری فرزند تسلیم شدیم دیگر تمام است و در جاهای دیگر هم باید تسلیم بشویم. 

ولی اگر مثلا در میوه فروشی یا منزل اقوام
فرزند ببیند که مادرش با آن مادری که در منزل است هیچ فرقی نمیکند صحیح است.
یکسان سازی روش دارد.

 پس گاهی اوقات بچه ها والدین را آزمایش می کنند.

 

۷ شکست‌های متوالی؛ 

زمانی که ما انتظارات زیادی از فرزند داریم و او نمی‌تواند مدیریت کند و به انجام برساند و اگر چند باری در یک کار ناموفق باشد، می‌بینیم که لجبازی‌هایش شروع می‌شود. 

از فرزندان: 

به اندازه توان توقع داشته باشید.

در زمان و مکان مناسب توقع درحد توان داشته باشید.
(زمانی که فرزند خسته است نباید زیاد گیر بدهیم که مثلا: لباست را آویزان کن و...)

۸ ناراحتی عصبی والدین؛ 

ما والدین بدخلقی می‌کنیم، بداخلاقی می‌کنیم و بچه را در مقابل خودمان مقاوم می‌کنیم!

افرادی که سه بار در روز عصبی می‌شوند و این یعنی در سال هزار بار عصبی می‌شوند به این معناست که این افراد مریض هستند و باید درمان بشوند حتی اگر مورد تحریک هم  قرار بگیرند و عصبی بشوند بازهم مریض هستند و باید مورد درمان قرار بگیرند.

۹ بیماری‌های مداوم؛ 

نتیجه اش کاهش آستانه‌ی تحمل است. 

 ۱۰ولادت فرزند جدید؛ 

البته این به این معنا نیست که ما فرزند جدید به دنیا نیاوریم بلکه به این معناست که وقتی فرزند جدید به دنیا می‌آید ، کاری نکنیم که بچه لجباز بشود. 

چه کارهایی باید بکنیم: 
مثلا: حسادت بچه‌ها را نباید برانگیخت، بی توجهی نسبت به بچه‌ی بزرگتر نباید کرد و...

 

۱۱ بی صبری والدین؛ 

متاسفانه برخی از ما والدین کم‌صبر هستیم. 

اگر صبر را از تربیت جدا کنیم، تربیت اتفاق نخواهد افتاد. 

گاهی نباید بی صبری کنیم. 

۱۲ امر و نهی مکرر؛ 

۱۳ و...

-------------------------------------------------------------------------------

 حال بپردازیم به راهکارها؛ 

راهکارها؛ 

۱    ۱۲ مواردی که بیان شد رفع شود. 

۲ محبت و رافت نسبت به فرزند داشته باشیم؛ و به اضافه اینکه احترامش را هم حفظ کنیم.  

محبت و رافت حقیقی بر اساس نیاز او
 
۳ همدردی و همدلی داشته باشیم؛ 

یعنی اینکه درک کنیم فرزندان را!

مثلا مادر انتظار دارد که فرزند او را درک کند البته بعد از یک سنی بله ولی ما والدین خودمان را می‌بینیم و فرزندان را درک نمی‌کنیم.

۴ بی اعتنایی؛ 

بی اعتنایی باید هدفمند باشد!

۵مشغولیت؛ 

در خیلی از موارد علت‌ و ریشه اصلی لجبازی، بیکاری می‌باشد. 

۶ رفتار الگویی؛ 

گاهی اوقات به بچه‌ها یاد بدهیم که اگر خواسته‌ای دارند این خواسته را چگونه بخواهند!

در ارتباط زن و شوهر هم باید رعایت بشود و وقتی درخواستی از همدیگر داریم با شیوه‌های درست بیان کنیم نه اینکه مثلا: قهر کنیم، داد بزنیم یا واکنش‌های دیگر چون فرزندان والدین را می‌بینند و به عنوان الگو نگاه می‌کنتد.

باید به بچه‌ها یاد بدهیم که خواسته‌ات را بیان کن ولی نه با گریه، بلکه با گفتگو و روشهای دیگر. 

۷ توجه افراطی ممنوع!

هیچ‌وقت در ارتباط با بچه‌ها نرویم به سمت هجمه‌ی توجه، لازم نیست. 

انواع توجه: 
-محسوس

-نامحسوس

گاهی اوقات ما به بچه‌ها توجه داریم و حواسمان به آن‌ها هست ولی نیازی نیست که آن‌ها مطلع باشند و بدانند. 

 اگر شما ورود کنید با این روش‌هایی که ارائه شد قطعا می‌توانید تا ۸۰ درصد از لجبازی را درمان کنید!

و آن ۲۰ درصد هم انسان‌های خاص هستند که دلایل خاصی هم دارند و باید بیشتر وقت گذاشت و اختلالاتی را که باعث لجبازی آن‌ها می‌شود را درمان کرد.