منوی دسته بندی

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

۱۳۹۹.۱۱.۲۲ هنر بهتر زیستن (تلاش در جهت بهبود روابط خانواده) | جلسه پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین. درود می فرستم بر نبی مکرم اسلام و اهل بیت آن پیامبر بزرگوار. در چند برنامه ی گذشته ی محور اصلی صحبت ما، بحث آرامش در خانواده بود و اگر یاد شما باشد، چند برنامه ای را با آرامش کلامی با بینندگان همراه بودیم. در برنامه ی گذشته به دومین شکل از آرامش رسیدیم و آن آرامش دیداری است که برگرفته از فرهنگ خانه ی امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه ی طاهره است که این دو بزرگوار می فرمودند که ما با دیدن یکدیگر آرامش پیدا می کردیم و سختی ها را فراموش می کردیم و حقیقت زوجیت هم یعنی همین.

یعنی یکی از مهم ترین بخش های زندگی مشترک این است که زن و مردم آن قدر زیبا کنار یکدیگر زیست کنند، زندگی کنند که وقتی مشکلات بیرون خانه، آن ها را به تنگ می آورد، وقتی وارد خانه می شوند، انگار آن رودخانه ی پر تلاطمی که به یک دریایی می رسد و آرامش پیدا می کند، این آرامش باید اتفاق بیفتد و واقعاً باید هدف گذاری ما هم در زندگی همین باشد که به این نقطه زندگی مشترک خود را برسانیم و اگر نرساندیم، آرام و قرار نداشته باشیم.

این نقطه ی آرامش بخش را قرآن تعیین می کند «لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» (روم/ ۲۱) قرار است که آن سکون و آن آرامش در کنار همسر خود اتفاق بیفتد و همه ی این ها در قالب مهارت است. یعنی ما باید یک سری روش ها را یاد بگیریم، رفتارهای خود را با یک مهارتی کنترل کنیم و جهت بدهیم و یک سوی مثبتی به آن بدهیم که بتوانیم زندگی خود را تجربه کنیم و لذا آرامش دیداری هم ما در برنامه ی قبلی سه نکته را به آن اشاره کردیم.

اولین نکته ی ما دقایق و ثانیه های اول خیلی مهم است یعنی آن لحظه ای که ما به هم می رسیم، چگونه خود را به هم نشان بدهیم که از روایات هم نکاتی را بیان کردیم.

دوم گفتیم نظم فیزیکی محیط زندگی و محیط هایی که در اختیار خود ما است. حالا یک موقعی من مرد یک کمدی در خانه دارم که باید مرتب و منظم باشد که همسر من وقتی این را می بیند، آرامش بگیرد و یک موقعی آقا وقتی که وارد محیط خانه از یک روز پر مشغله می شود و نگاه به محیط منزل می اندازد و یک نظم فیزیکی در آن ببیند، این ها آرامش بصری به انسان می دهد.

به نکته ی سوم رسیدیم و اشاره ای به آن کردیم و آن نوع پوشش در محیط خانه که یک آراستگی را باید داشته باشند. لزوماً منظور ما شیک پوشی نیست و ما می گوییم که زیبا پوشی در محیط خانه باشد. نمی گوییم سنگین پوشی که مرد کت و شلوار بپوشد و خانم ها لباس مجلسی را بپوشد که گاهی اوقات خوب است در یک زمان خاصی خوب است که این کار را هم برای هم داشته باشیم.

بالاخره تولد همسر ما است و یک روز عیدی است و سالگرد ازدواج ما است، این ها خوب است که در یک مقطع زمانی و ساعت خاصی این اتفاق بیفتد ولی در عموم زندگی مشترک وقتی که در کنار همدیگر هستیم، به ظاهر خود باید توجه کنیم. من بیش از این که ظاهر خود را خود ببینم، دارند اطرافیان من می بینند. مثلاً در محیط خانه، این حق دیگران است که من را آراسته و تمیز ببند، چه در محیط های اجتماعی و چه در محیط خانواده و اسلام عزیز را همین را توصیه می کند.

شیخ عباس قمی را خدا رحمت کند که یک کتابی تحت عنوان شمائل محمدیه دارند. که این کتاب را الان نمی دانم چاپ می شود یا نه؟ اوایل طلبگی ما یک موقعی قم مشرف شدیم، از یکی از این کتابفروشی های اطراف حرم گرفتم. شبیه یک جزوه بود و این کتاب به ویژگی های ظاهری پیامبر فقط پرداخت است که پیامبر بیرون می رفتند، چگونه خود را آراسته می کردند و چه طور خود را معطر می کردند. چه طور موهای خود را روغن می زدند و چه طور این آراستگی ظاهر را در معرض نگاه دیگران قرار می دادند که این حق را برای دیگران قائل بودند که دیگران باید یک انسان مؤمن را آراسته و تمیز ببند.

حالا در محیط خانه هم دقیقاً همین است. ما باید این را به آن توجه کنیم اما اگر در خاطر شما باشد من گفتم که گاهی ما رعایت نمی کنیم. مثلاً مرد در خانه می آید و آن تعبیری به کار بردم که پیژامه ی خانه ی مادر خود است که به این جا هم آورده است و می پوشد و کش آن شل و سر زانوها سوراخ و زیرپوش سوراخ است و جلوی زن و بچه می رود و می آید. این واقعاً در شأن یک خانواده نیست.

ما باید برای دیگران در زندگی جایگاه قائل باشیم و یکی از اشتباهات راهبردی که در زندگی مشترک اتفاق می افتد، زن و شوهر فکر می کنند چون حالا همسر همدیگر شدند و نزدیک ترین انسان ها به هم شدند، دیگر حق دارند که هر بلایی سر هم در بیاورند و هر جوری جلوی هم باشند.

اتفاقاً می گوییم نه وقتی ما روایات را نگاه می کنیم، می بینیم یکی از افرادی که خیلی پر حق است، همسر انسان است. فرقی نمی کند چه شوهر و چه زن، یعنی این ها جز دسته های پر حق هستند که ما باید حقوق آن ها را به خوبی بشناسیم و رعایت کنیم. اتفاقاً باور و اعتقاد من این است که اگر ما این حقوق را بشناسیم و در زندگی خود پیاده  سازی کنیم، زندگی های ما خیلی قشنگ و زیبا می شود اما حالا گاهی اوقات آقایان هم گله مند هستند که خانم های ما در خانه خیلی خوب نمی پوشند، تر و تمیز نمی پوشند، به آراستگی ظاهر خود هم خیلی نمی رسند.

زن هم باید دقیقاً همین طور باشد. مردان بصری هستند که یعنی همان طوری که یاد شما هست در چند برنامه ی قبل گفتیم که کانال ورود به قلب زن، گوش است و کانال ورود به قلب مرد هم چشم او است. یعنی زنی که در کنار آن ویژگی های خوب خود به ظاهر خود هم توجه می کند، این قطعاً ارزشمند است، قطعاً فردی است که می تواند در دل شوهر خود یک  جایگاه ویژه ای داشته باشد.

ما باید این را به آن باور داشته باشیم، گاهی اوقات خانم ها یک گله ای از ما آقایان دارند. می گویند ما این  جور نبودیم و خیلی خوب اتفاقاً به خود می رسیدیم ولی دلیل این که به تدریج دلسرد در این قضیه شدیم، این است که از جانب همسر خود توجه ندیدیم و مورد توجه قرار نگرفتیم. من یک خاطره ای بگویم که یک واقعیتی هم هست.

یک موقعی یک جوانی پیش بنده برای مشورت گرفتن آمده بود. می گفت که حاج آقای تراشیون، من ده، دوازده ماه است که ازدواج کردم و در زندگی مشترک خود به بن بست رسیدم. گفتم چرا؟ یک کاغذی را از جیب خود در آورد و این مشکلات خود را که قبلاً فکر کرده بود، نوشته بود. شروع به خواندن کرد.

یکی از مواردی که خواند این بود که خانم من دائم به من می گوید که تو به من توجه نداری. گفتم راست می گوید یا نه؟ گفت حاج آقا خدای او که هست، راست می گوید. من نمی دانم چی کار کنم. گفتم حالا یکی، دو نمونه ی آن را بگو که من بگویم چه کار کنی.

گفت همین چند وقت پیش من به منزل رفتم و از همه جا بی خبر بودم و خانم من به خود رسیده بود و آراسته و پیراسته و صندلی خود را روبه روی در ورودی گذاشته بود که تا من زنگ می زنم، برود روی این صندلی بنشیند که تا من می آیم، یک ابراز توجه و محبتی به او بکنم. من هم از همه جا بی خبر وارد خانه شدم. دیدم آن جا نشسته است، گفتم حتماً یک کاری کرده است که خسته شده است.

یک سلامی به او کردم و دست و روی خود را شستم و رخت و لباس خود را هم عوض کردم. ما مردها هم که نیاز ما سر زبان ما هست، گفتم که خانم ناهار چه داریم؟ تا این را گفتم، دیدم که برآشفته شد که تو به خانه  آمدی و از ناهار می پرسی. به من برگشت گفت که تو تغییری ندیدی؟ خب خانم ها دوست دارند خود ما گاهی اوقات به آن موضوعی که آن ها دوست دارند، برسیم.

بعد من هاج و واج گفتم که بگذار من به خانه برسم و عرق تن من خشک شود و دوباره تو شروع کن. دوباره چه شده است؟ خب این مطالب را به من تحویل داد و من با همان ذهنیت خود که گفتم خسته شده است حتماً قابی یا تابلویی یا دکور خانه را تغییر داده است.

در و دیوار خانه را دیدم و دیدم که الحمدلله همه چیز سر جای خود است. گفتم حتماً پرسیدم غذا چه داریم و بوی غذا در خانه پیچیده است و من متوجه نشدم، ناراحت شده است. گفت سراغ آشپزخانه رفتم و دیدم که غذا هم مثل همیشه است. گفت دیگر حوصله نداشتم.

دست های خود را جلوی اپن آشپرخانه به نشانه ی تسلیم بالا گرفتم و گفتم که خود تو بگو که چه شده است. من سراغ او رفتم. گفت به من نگاه کن. تو امروز در خانه آمدی در من تغییری ندیدی. گفت حاج آقا یک نگاهی به او کردم و گفتم خدایا چه بگویم که بدتر نشود. گفتم فکر کنم که یک کم لاغرتر شدی.

گفت این هم با قهر به اتاق رفت و در را محکم بست. حالا شما ببینید این جا هم مرد حق دارد و هم زن حق دارد. حالا من می خواهم این را یک ذره تحلیل کنم. حق مرد این است که کلی نگر است و هیچ جا ما به او یاد ندادیم. این مهارت را یاد بدهند، خوب دیدن و جزئی دیدن را.

خانم ها تشنه ی توجه هستند و دوست دارند که خوب دیده شوند. شما امروز در جامعه نگاه می کنید و هنجار شکنی ها در جامعه هم به همین دلیل است. وقتی من به همسر خود خوب نگاه نکنم و به دختر خود خوب توجه نکنم، نتیجه ی آن این هجمه ی عظیم جراحی های پلاستیک که خانم ها دارند انجام می دهند که در خیابان ها خود را نشان بدهند.

یعنی من اگر او را در محیط خانه اشباع نکنم، خروجی آن می شود و می گوییم که ای داد بیداد چرا در جامعه این  جوری شد. حضرت آقا یک تعبیری دارند که می فرمایند جامعه به مثابه ی یک کندوی عسل است، سلول های این کندوی عسل، خانواده است.

اگر عملکرد این سلول ها درست باشد، سالم باشد، جامعه هم سالم است ولی اگر این ها آسیب ببینند، جامعه هم آسیب می بیند. من یک توازنی را معرفی کردم. گفتم یک ارتباط بین خانواده و جامعه وجود دارد. ما هر چه آسیب های در خانواده بیش تر شود یا عملکرد خانواده ضعیف شود، آسیب های اجتماعی افزایش پیدا می کند.

هر چه خانواده عملکرد بهتر شود، ما آسیب های اجتماعی کمتری می بینیم و لذا گاهی اوقات ناخواسته یک اتفاقاتی می افتد. من این که می گویم خانم ها تشنه ی توجه هستند، واقعاً تشنه ی توجه هستند. ما گاهی توجه نمی کنیم. تقصیری هم نداریم. قریب به همین جوانی که آمده بود، این قدر جوان خوب و جوان متین ولی می بینید که نابلد است و یک سال از زندگی او نگذشته است، می گوید که من به بن بست رسیدم. خب چرا؟ یاد ندادیم.

از این سمت به مرد نگفتیم که تو باید به زن خود توجه کنی و از آن ور به خانم نگفتیم که یک اصل مهم در زندگی گاهی اوقات گذشت است، گاهی اوقات تغافل است. تا زندگی راه بیفتد و موتور آن روشن شود. این نباید باشد که تا یک رفتار خلاف پسند خود را از طرف مقابل خود دیدیم همه ی قواعد بازی زندگی را زمین بریزیم. خانم ها چرا بی تقصیر است؟

خانم الان نیاز به توجه دارد، از صبح به خود رسیده است و هی دارد در ذهن خود می گوید که چی کار کنم که شوهر خود را خوشحال کنم. بعد می بیند که یکی دو ساعت به خود می رسد و انتظار شوهر را می کشد و برای خود طراحی دارد. صندلی را کجا بگذارم که آقا می آید که ببیند. بعد می بیند که آقا راحت وارد خانه می شود و غیر عمد همه ی احساسات او را لگدمال می کند و می رود. بعد می بیند که هر دو دچار ناآرامی می شوند.

الان فکر می کنید که مرد ناآرام نشده است که به مشاوره می آید. قطعاً شده است. آیا زن ناآرام نشده است؟ قطعاً ناآرام شده است ولی گاهی ما این جا می گوییم یکی از روش هایی که ما می توانیم برای آرامش دهی برای همسر خود استفاده کنیم، این است که به همسر خود توجه کنیم. این قاعده است ولی توجهی که خروجی آن مثبت باشد.

یک موقعی مثلاً یک توجه منفی می کنم. مثلاً دست خود را زیر چانه ی خود می گذارم و به چهره ی خانم خود زل می زنم و می گویم که این بینی است یا گاراژ است. منفی می بینم. این بد است. این اتفاقاً باید قبل از ازدواج به آن دقت می کردیم. وقتی که خواستگاری رفتیم و این فرآیندی که ما می بینیم که به صورت سنتی و انتخاب های ما خیلی خوب کنار هم چیده شده است.

جلسه ی خواستگاری داریم. دختر و پسر بعد از خواستگاری با هم صحبت کنند، بله برون داریم و تا قبل از عقد اتفاق بیفتد، این فرآیند شناختی وجود دارد. آن جا باید این ها را دقت می کردیم ولی وقتی وارد زندگی شدی، تو باید به زیبایی ها و جنبه های مثبت همسر خود توجه کنی. حالا به آن منفی ها توجه نکنیم و می گوییم که اگر رفتارهایی منفی است چرا.

ما با همان روش هایی که ما در مهارت های نقد کردن گفتیم که خوبی های آن را ببین و آن را نقد کن. اما آن جایی که مرد باید به زن خود توجه کند و این فرمول هست، پنج جا است. ما مردها پنج جا باید به همسر خود بیش تر توجه کنیم و من به آقایان بزرگوار قول می دهم که اگر این پنج جا را از این به بعد توجه داشته باشند، سطح زندگی آن ها ارتقا پیدا می کند.

ما نمی خواهیم بگوییم که همه چیز حل می شود، چون ما بالاخره الان یک فرآیندی در مهارت ها می گوییم و انتظار من از بینندگان عزیز این است که یک مقدار صبوری کنند. تغییر همسران یک مقدار یک مقدار دشوارتر از تغییر بچه ها هم هست یعنی ما باید حوصله ی بیش تری به خرج بدهیم و لذا این جا باید آن مهارت ها به داد ما برسد و در مرحله ی اجرا قرار بگیرد. یک نکته ای را قبل از این که این پنج جا را بگویم، عرض کنم. نکته این است که ما این را داریم معطوف به حال و آینده می گوییم. گذشته را باید پشت سر گذاشت.

ما اوایل طلبگی خود یک کتابی را می خواندیم که شاید الان طلبه ها کمتر آن کتاب را بخوانند، کتاب به نام شرح امثله بود. وقتی فعل ماضی را می خواست تعریف کند که «الماضی ما مضی وقته و لذ ما اجله» وقت ماضی گذشته است و اجل آن هم سر آمده است. ما یک استادی داشتیم که خدا او را حفظ کند، ایشان می فرمودند که یعنی بر گذشته ها صلوات. یعنی به حال و آینده نگاه کنید.

الان این نباشد که این را دارم می گویم، الان خانم مرور گذشته را بکند، نه. از الان و آینده را برای آن باید برنامه ریزی داشته باشیم.
اولین جایی که مرد باید به همسر خود توجه کند، به فیزیک ظاهری همسر خود است و ما خیلی هم داریم. در میان علمای گذشته داریم، در برخی از اشعار داریم. البته این ها گاهی اوقات در آن لایه های درونی زندگی بوده است.

خیلی برملا نمی شده ولی این که توجه به فیزیک ظاهری همسر، مثلاً شعرایی داشتیم که در مورد چشم و ابروی همسر خود شعر می سرودند و بیان می کردند و این ها خیلی مهم است که ما بدانیم که همسر من یک جاهایی نیاز دارد که از ظاهر او و فیزیک او تعریف کنیم. یعنی موقعی مرد باید مقابل همسر خود بنشیند و بگوید که خانم می دانی من از ابروی تو خیلی خوشم می آید.

این ها را بگوییم و واهمه نداشته باشیم. بله مراقب حال بچه های خود را هم بکنیم، کی می گوییم، چه طوری می گوییم، این ها را مراقبت داشته باشیم ولی این را بگوییم. این «من المهد الی اللحد» هست. یعنی یک موقعی حالا ننشیند بگوید که حاج آقا دارد حرف های خوبی برای جوان ها می زند. کاش جوان ها گوش کنند. نه، همه ی ما بیاییم در زندگی گوش کنیم چون یک نیاز مستمر است.

یعنی شما باور شاید نکنید که به آقایان که بیننده هستند، دارم عرض می کنم که گاهی وقت ها شما می بینید که خانم ها این توجهات را حتی بعد از مرگ خود هم نیاز دارند. حالا یک مثال بزنم، یک آقایی پیش بنده آمد و گفت که ما قبل از عید سال قبل یعنی قبل از ایام کرونا به کربلا مشرف شدیم. خانم من گفت که بد نیست که یک خلعتی هم برای آخرت خود هم بخریم و یک کفنی هم بخریم و متبرک کنیم و گفتم که خیلی خب برویم بخریم. ما در اولین مغازه ی کفن فروشی رفتیم و آقا این پلاستیک کفن را آورد. خانم من یک ذره لای آن را باز کرد و با دست خود یک ذره این را لمس کرد و گفت نه، بریم این خیلی زبر است.

مغازه ی بعدی دوباره یک نگاهی کرد و گفت این نوشته های آن خیلی درهم است و ما هی از این مغازه به آن مغازه رفتیم و من دیگر خسته شدم. گفتم خانم می دانی ما مُردیم قرار است که این را تن ما کنند. من همین جوری که به او گفتم، یک نگاهی به من کرد و گفت مرد نمی گویی که مردم چه می گویند. اتفاقاً گفتم که همسر تو سالم است یعنی این یک نکته ی مهمی است. یعنی گاهی اوقات باید پای این صحبت های قدیمی ها  می نشیند، همین است یعنی خانم می خواهد از دنیا برود که دارد سفارش می کند که حلوای من را چه طور بپز. که بعداً حرف پشت آن نباشد یعنی آن جا هم هوای آبروداری را دارد.

یک نکته ای را مرحوم شهید مطهری دارند که در این کتاب نظام حقوقی زن در اسلام است که خیلی جالب است که ویژگی جنس بانوان این است که در حفظ نظام خانواده من جمیع جهات آن بیش تر تلاش می کنند. مثلاً برای آبروداری بیش تر تلاش می کنند. برای این که خانه  یک جوری باشد که مثلاً شخصیت خانواده ی همسر او لطمه نخورد. مثلاً می بینی که آقا می گوید این پرده خوب است ولی خانم می گوید که نه بابا بالاخره تو دختر بزرگ داری و زبانزد مردم هستی.

فردا نیایند بگویند که این پرده فلان است ولی همه ی این ها باید برای آن  یک خطی تعیین کنیم. یعنی ما به سمت تجمل نرویم. به مرز اسراف نرویم ولی پاسخ بدهیم. یعنی الان این خانمی که می خواهد این کفن را بخرد، من باید به او پا بدهم و اشکالی ندارد که بگویم برو تهیه کن با آن ویژگی که تو می بینی. بعد من به آن آقا گفتم که صد و بیست سال که همسر تو از دنیا رفت و این کفن را که تن او کردند و سرازیر قبر کردند، باید واقعاً بالای سر او بایستی و بگویی که خدا او را رحمت کند عجب کفن خوبی هم خرید.

یعنی آن جا هم توجه کن. حالا عرض بنده این است که به فیزیک ظاهری همسر خود توجه داشته باشیم و از او تعریف کنیم. انگیزه می گیرند. توجه یعنی تقویت و یعنی طرف مقابل را داریم تقویت می کنیم و به او انرژی و روحیه می دهیم و توان او را مضاعف می کنیم و انگیزه ی او را بالا می بریم. خب این حیف نیست که وقتی من می توانم این زبان را … مرحوم حاج آقای مجتهدی را خدا رحمت کند، زیاد این را می فرمودند که این زبان دو مثقالی. در دهان به خوبی بچرخانیم. خب وقتی می بینیم که این قدر می تواند تأثیرگذار باشد، چرا این کار را نکنیم.


نکته ی دوم ـ ما آقایان خوب است که به پوشش همسران خود هم توجه کنیم. تعریف کنیم و بگوییم این رنگ خیلی به شما می آید، این مدل خیلی به شما می آید. بعد برای خود ما هم خوب است که همسر ما انگیزه پیدا می کند و زیباپوشی خود را در محیط خانه استمرار بدهد و این ها می تواند جلوه های آرامش بصری را در خانه فراهم کند.

یعنی ما از خود خانم ها و آقایان بپرسیم که مثلاً آدم یک مردی در خانه داشته باشد و یا یک زنی در خانه داشته باشد که هر جوری دل او می خواهد در خانه بپوشد ولی هر جوری که منظور این است که کثیف باشد و نامرتب باشد و آراسته نباشد، این بیش تر به شما آرامش می دهد یا مقابل آن یک خانم یا آقایی باشد که این آراستگی ظاهر داشته باشد و به پوشش خود توجه کند. این ثمره دارد.

یعنی همه ی این ها ابزار است و یکی نگوید که این لوس بازی ها چه هست. وقتی آرامش ایجاد شد، این مادر، بچه  ی خود را می تواند بهتر تربیت کند. بچه ی او که به سمت او می آید و مامان می گوید، مامان جانم می گوید. چون من به او توجه کردم و همسری که به او توجه شود، تقویت می شود. انرژی می گیرد و انگیزه می گیرد و تلاش خود را مضاعف می کند، چرا او را محروم کنیم.

در بندگی خدا بهتر عمل می کند. خیلی مواقع ما می بینیم که در مشاوره ها می آیند که حاج آقا نماز می خوانیم ولی اصلاً حواس ما نیست. خب چرا؟ چون آن آرامش نیست و ذهن مشوق است. یعنی ما داریم یک قطعات پازل را می چینیم که در نهایت ما یک چیزی را به نام آرامش در زندگی ببینیم که تازه بعد از آن بگوییم که کار شروع شد. یعنی تازه می خواهیم کار را شروع کنیم نه این که کار تمام شود.

این یک ایدئولوژی فکری در خانواده لازم دارد و آن چه هست؟ زن و مرد باید این را باور داشته باشند که شخصیت اول زندگی یکدیگر هستند. یعنی ما این را باور کنیم. یعنی می بینید که زن و شوهر شخصیت اول زندگی هم هستند. یعنی یک جایی مرد و زن از پدر و مادر آن ها پیشی دارند و جلوتر هستند.

نه این که این به معنای این است که من باید به آن ها بی احترامی کنم، نه، او شخصیت زندگی اول ما است. من باید بدانم که اگر من و همسر خود یک زندگی باقوامی داشته باشیم، لایه های بعدی را هم می توانیم ارتباط خوبی با هم بگیریم. زن و شوهر که با هم مشکل دار باشند، با خانواده های خود هم مشکل پیدا می کنند.

الان چه قدر خانواده های ما درگیر مشکلات ما هستند ولی اگر ما همین آرامش را داشته باشیم، خانواده های ما هم، آن آرامش را دارند و اتفاقاً ارتباط ما هم با آن ها بهتر می شود و باور شما نمی شود که خدا نصیب نکند، گاهی اوقات می بیند که چرا ما با مادر فلانی بد هستم و با پدر فلانی بد هستم، برای آن که آن جور که می خواهم زن من نیست.

لذا گاهی اوقات عقده ی خود را سر آن ها خالی می کنم و با آن ها بد می شوم. یک موقعی در یکی از جلسات مشاوره، یک خانمی به من می گفت که آقای ما هر وقت از دست من ناراحت است، به پدر و مادر من بد و بیراه می گوید. خب این خیلی بد است که زندگی ما یک جوری شود که چون ما با هم خوب نیستیم، دیگران هم از نعمت آن آسیب های ما بی بهره نباشند و آن ها هم با ما مشکل پیدا کنند. این انسجام هسته ی مرکزی خانواده خیلی مهم است و ما باید روی این خیلی در جامعه ی خود کار کنیم، حتی جامعه ی ما سالم می شود.

یعنی زن و شوهرها اگر … شما الان در غرب ببینید که چرا غرب یک غرب پر آسیب است و چرا آمارها را وقتی یک براندازی می کنیم، می بینیم که در حوزه ی مسائل اخلاقی و خانوادگی، نمرات آن ها نه تنها زیر ده است بلکه زیر صفر است و ما الان داریم این را می بینیم که در طلاق های ما، زندگی ها ما گاهی اوقات بر سبک زندگی های هالیوودی داریم تنظیم می کنیم. نتیجه ی آن چه می شود؟

مگر آن ها نتوانستند خوشبخت باشند، نه. ما هم همان می شود. در این فیلم ها که مرتب درگیری و دعوا و در را محکم ببندد. پتوی او را پرت کند و بالشت او را پرت کن، این الگوی ما می شود و آن ها زندگی خود را متأسفانه به این شکل به ما صادر می کنند و یک صادر کردن به نوعی بتوانیم اگر بیانی کنیم، نرم است و نه خیلی بخواهند در یک قالب مستقیم بگویند که آی زن و شوهر با هم بد باشید.

ما می دانیم بیش ترین یادگیری ما از طریق دیدن است. وقتی می نشینیم و فیلمی را می بینیم، می بینید که این در زندگی خود ما هم سرایت می کند و خود ما هم متوجه نمی شویم. دوم به پوشش همسر خود توجه داشته باشیم.

سوم‌ ـ به سلیقه ی همسر خود در محیط خانه توجه کنیم. یعنی بالاخره ما این باور را داشته باشیم که مدیر داخل خانه بانوان و مادران محترم هستند. من همیشه می گویم که اولویت را هم باید به آن ها داد چون آن ها بیش ترین زمان را در محیط خانواده هستند. الان خانم ترجیح می دهد که این گلدان این جا باشد، من اتفاقاً باید تأیید کند، مگر این که از من هم مشورت بگیرد که این جا بگذارم بهتر است یا آن جا بگذارم.

بعد در مشورت هم باید بدانیم که نظر می دهیم و قرار نیست که دوباره تحمیل کنیم. شاید همسر من یک جای سومی را بعد از آن در نظر بگیرد. من هم ناراحت نشوم. ما در اصول و فنون مشاوره گاهی اوقات کلاس هایی که برای دوستان داریم، من همیشه این را می گویم که مشاور قرار است که مسیر صحیح را برای طرف مقابل بیان کند، حالا خوب و خود او با اندیشه ی خود و فکر خود و آن زمینه ها و بسترهایی که برای او فراهم است، یک انتخاب می کند یا نمی کند.

اگر دفعه ی بعد به جلسه ی مشاوره آمد و دیدیم که آن مشورت قبلی ما را به آن توجه نکرد، نباید به او تندی کنیم که برو تو که به حرف ما گوش نکردی. دوباره من باید مثل یک طبیب کنار او بنشینم و به او کمک کنم. دوباره ممکن است که حرف من را گوش نکند و کار خود را بکند. بار سوم می آید، بار دهم می آید، وظیفه ی من این است که مشورت خود را به طرف مقابل بدهم.

در زندگی هم همین است یعنی یک موقعی خانم از من مرد مشورت می گیرد و ممکن است که خانم من هم کار خود را بکند، من ناراحت نشوم. بار دوم هم بیاید مشورت بگیرد، من دوباره نظر خود را به او اعلام کنم. حالا عرض من این است که سلیقه ی خانم ها هم در خانه توجه کنیم، چند تا حسن دارد. حسن اول این است که منجر به این می شود که انگیزه ی خانم ها در محیط خانه و کار خانه بیش تر شود.

یعنی منجر به این می شود و خود او هم حس رضایت پیدا می کند. ما یک بحثی داریم چرا گاهی اوقات امروز ما می بینیم که در محیط خانه ی ما شادی نیست. علت چه هست؟ آیا برنامه های تلویزیونی ما دیگر شاد نیست. بابا نسبت به ده سال پیش که این همه برنامه ی شاد داریم به مردم نشان می دهیم. چه می شود که این شادی اتفاق نمی افتد؟ یک پله ی بالاتر، باید اول مفهوم آن را بشناسیم.

یک فردی ممکن است که هر شب هم یک برنامه ی طنزی را بنشیند و ببیند و یک خانمی هر شب برنامه ی طنزی را بنشیند و ببیند ولی شب سر خود را به بالشت نگذاشته، دوباره بار غم سر دل او است. خب چه شده است، این که هر شب دارد برنامه ی شاد می بیند. باید این را یک ذره آنالیز کنیم. تحلیل کنیم. ببینیم چرا؟

وقتی تحلیل می کنیم، وقتی دارد می خوابد یاد او می افتد که ای داد بیداد با شوهر خود که مشکل دارد، با بچه ی خود که مشکل دارد، با فامیل مشکل دارد، با خود او مشکل دارد. این روزی بیست و چهار ساعت هم بنشیند و برنامه ی طنز ببیند، آخر آن ناشاد است. روی حس رضایتمندی از خود را ندارد و لذا باید یک بخش را ما مردها به همسران خود کمک کنیم.

یعنی وقتی من به همسر خود می گویم که به به این گلدان را این جا گذاشتی و خیلی زیبا شده، دارم به او یک حس رضایتمندی را انتقال می دهم و این همان عزت نفس است. این عزت نفس این همان است که به انسان شادی می دهد و آدم هایی که عزت نفس دارند ولو این که در یک تنگنایی هم باشند ولی از درون شاد هستند.

انسان هایی هستند که رضایتمندی خود را داشتند و لذا شادی آن ها هم در جای خود وجود دارد ولی اگر نه خود من صبح رفتم و ظهر به خانه رفتم و می بینم که خانم یک میزی را جابه جا کرده است. تا وارد خانه می شوم، زن دوباره بیکار هستی. این جا این به تو شاخ می زند که این را از این جا برداشتی. این چه کاری است که می کنی که من یک نصف روز نیستم که خانه را کن فیکون می کنی.

بعد تدریجاً خانم ها راه می افتند و به مشاوره ها می آیند که آقای مشاور افسردگی گرفتیم. خب چرا؟ در خانه همیشه فکر و خیال داریم. خب خانم چرا کارهای خانه را انجام نمی دهی؟ دست و دل ما به کار نمی رود. دست و دل ما به کار نمی رود. یک مردی داریم که همیشه غر غر می کند و هر کاری می کنیم یک ایرادی می گیرد. تدریجاً گفتیم که ول کن، حوصله ی جوابگویی به او را نداریم.

این چه می شود؟ نتیجه این می شود که بعد از یک مدت خود ما مواجه با یک همسری می شویم که از لحاظ روحی مشکل پیدا کرده است. هزینه باید بکنیم، در کنار آن ممکن است که زندگی ما لذت بخش نباشد، خود همسر ما چه قدر آسیب هایی را دارد می بیند و چه قدر مشکلاتی را می بیند و واقعاً این ها را در مشاور می بینیم. خانم می گوید که من تنها که هستم، همیشه اشک از چشم های من می آید و دارم گریه می کنم و ناراحتی می کنم.

نمی دانم چرا. هی فکر می کنم می بینم که آدم خوشبختی نیستم. خب خوشبختی چگونه به دست می آید. همین ها است و لذا شما در نظام فکری اسلام هم می بینید که برای کار زن در محیط خانه، چه قدر ارزش قائل شدند. من یک روایت آن را بگویم، البته روایات آن زیاد است. در روایت داریم که وقتی خانم هفت روز در خانه خدمت می کند، خداوند هفت در جهنم را به روی او می بندد و هشت در بهشت را به روی او می گشاید و به او خطاب می کند که از هر دری که می خواهی وارد شو.

یعنی ارزشمندی کار خانه است و اتفاقاً امروز یک جریانی هم در کشور و در جهان راه افتاده است که این ها می خواهند کار زن در محیط خانواده را سخیف و پست نشان بدهند و از این عبارت هایی که مگر کلفت هستیم که همیشه بشوریم و بسابیم، نه این ها یک بخش است. مگر مرد نوکر است که بیرون کار کند و پول به دست بیاورد، نه یعنی آن هایی که این جریان را ایجاد می کنند، فردا در مورد مردها هم همین جریان را شکل می دهند و لذا هوشمندی و زیرکی ما این است که ما ببینیم راه صحیح چه هست.

ما در کنار همدیگر قرار است که زندگی کنیم. این زندگی یک مقدماتی می خواهد. یعنی بالاخره باید ماشین را یک بنزین بزنیم که حرکت کند، برویم از فضای محیط بیرونی استفاده کنیم. زیارتی برویم یا سیاحتی برویم. در محیط خانواده هم بالاخره همین است. بالاخره یک سوخت گیری هم لازم است که خانه مرتب باشد، آقا شکم زن و بچه ی خود را سیر کند. این کار بعد از آن شروع شود و در کنار همدیگر تازه بنشنیم و آن تکامل را پیدا کنیم.

شریعتی: عنوان کلی ما هنر خوب زیستن است و واقعاً هنر می خواهد و هنر خوب زندگی کردن و رضایت داشتن از زندگی و هفته ها داریم راجع به این مسئله صحبت کنیم تا دغدغه نداشته باشی، نمی توانی هنرمند خوبی باشی و دنبال آن بروی. حالا من از حاج آقا تراشیون خواهش می کنم که نقش مشکلات معیشتی و اقتصادی را هم در محیط خانواده که خیلی به نظر من روی این نکاتی که گفتید را با هم بررسی کنیم و آن نکات شما را هم بشنویم.

همان طوری که اشاره کردیم که گفتیم بانوان توجه به عنوان یک نیاز برای آن ها محسوب می شود و چه خوب است که ما مردها به همسران خود بیش تر توجه کنیم. یک مقدار سازمان  یافته  کردیم که چه توجهاتی را داشته باشیم. به سه توجه اشاره کردیم. یک ـ توجه به فیزیک ظاهری. دو ـ توجه به پوشش. سه ـ توجه به سلیقه ی همسر ما در خانه. من این جا عرض کردم که این دو تا حسن دارد. یک حسن آن  این است که وقتی همسر ما در محیط خانه آن هنرنمایی خود را دارد عرضه می کند و ما می بینیم و توجه می کنیم،

یک حس رضایتمندی و آرامشی به او دست می دهد. نکته ی دومی که این نکته ی واقعاً کلیدی است. من اول یک قاعده ای را بگویم و بعد این نکته را بگویم. اول قاعده این است که انسان پرکار سالم تر است. یعنی هر چه انسان پرکارتر باشد، انسان سالمی است.

از همه جهات یعنی از لحاظ دینی، از لحاظ فکری، از لحاظ اخلاقی، از لحاظ فرهنگی، از لحاظ جسمی یعنی یک سلامت عمومی برای او به ارمغان می آورد. یک پرکاری مثبت و ارزشمند برای او به ارمغان می آورد. لذا ما اگر بخواهیم از آسیب های همسر خود در محیط خانه جلوگیری کنیم باید بستری را فراهم کنیم که آن ها به کارهای مورد علاقه و متناسب با ویژگی های جنسیتی خود بپردازند که قطعاً محیط خانه یک عرصه ی خیلی مهمی می تواند برای این فعالیت ها باشد.

البته وقتی ما این را می گوییم، نمی گوییم که کار بیرون نه، ما عرض کردیم که یک موقعی مفصل درباره ی اشتغال بانوان در بیرون خانه و مهارت هایی که باید داشته باشند، درباره ی آن هم حتماً در برنامه ی آینده صحبت خواهیم کرد ولی چون باید گام به گام برویم و باید بخش به بخش بحث را جلو ببریم و همه را نمی شود یک جا بیان کرد، شما هم تعبیر زیبایی را به کار بردید و من هم در تکمیل آن تعبیر حضرتعالی این را به کار ببرم که زندگی خمره ی رنگرزی نیست که حالا فکر کنیم که در برنامه ی به سمت خدا، ما یک فرمول بدهیم و همه ی زندگی ها ما خوب شود.

زندگی از جنس بافت است و تار و پود آن را باید با حوصله در هم تنید تا یک نقش زیبایی در بیاید. ما هم داریم این را رج به رج بالا می آوریم و این را از بینندگان خوب و پرصبر خود انتظار داریم که ان شاءالله در نهایت یک جلوه ی زیبایی و یک بافت زیبایی را بتوانیم نمایان کنیم ولی دو مورد از بحث ما ماند. نکته ی چهارم ـ ما به دستپخت همسر خود هم در محیط خانواده توجه کنیم.

چون می دانید یکی از عرصه های قدرتمندی بانوان همین است و ما همین مشکل را الان داریم که می بینیم امروز متأسفانه تمایل به غذاهای بیرون دارد زیاد می شود. آقا یک رستوران می رود و کلی از آن غذای رستوران تعریف می کند ولی از غذای خانم خود تعریف نمی کند. نکته ی بعدی هم شنونده ی خوبی هم باشیم. به حرف های خوب خانم های خود ان شاءالله گوش کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *