منوی دسته بندی

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

چرا گاهی اوقات، کلاس از مدیریت خارج میشود؟

چرا گاهی اوقات، کلاس از مدیریت خارج میشود؟

? موضوع: عدالت آموزشی و عدالت تربیتی

? اینکه عدالت به معنای مساوات است ذهنیتی غلط است

✅ عدالت به معنی مساوات نیست و حتی نباید به این معنی ترجمه و اجرا شود.

⭕️ بلکه عدالت به این معناست که متناسبِ با هر شخص، ویژگی ها و تفاوت های فردی اش با او مواجه بشود.

⚠️ البته گاهی اوقات عدالت را به صورت انفرادی خیلی خوب میشود رعایت کرد ولی در یک فضای جمعی، کار کمی دشوارتر است.

?به طور مثال یک دانش آموز #نیازعاطفی بیشتری دارد و عدالت این است که به این نیاز پاسخ دهیم نه اینکه برای همه محبت یکسانی داشته باشیم.
✅ عدالت یعنی اینکه متناسب با نیاز هر کس به آن پاسخگویی انجام گیرد.

?به طور مثال در یک کلاس یک نفر نیاز به محبت کم و یک نفر دیگر نیاز به محبت بیشتری دارد و وقتی معلم میخواهد به نیاز محبت نفر دوم پاسخ دهد ، برای شخص اول سوال پیش می آید که چرا معلم به دوستش اینقدر محبت میکند و به من کمتر.

?اینجاست که در سیستم های جمعی اجرای عدالت با چالش مواجه میشود.

?در مثال دیگر، فردی سطح علمی پایینی دارد و فرد دیگر سطح بالاتری. در اینجا معلم باید نسبت به سطح علمی هر فرد، او را با کار علمی مواجه کند.

❇️ اگر هم این تفاوت ها را در کلاس قائل شویم دوباره با چالش هایی مانند اعتراض بچه برای عدم رعایت عدالت مواجه میشویم.

? در ادامه به این موضوع میپردازیم که چرا گاهی اوقات کلاس از مدیریت خارج میشود؟

⁉️چرا گاهی اوقات کلاس از مدیریت خارج میشود؟

? مواردی مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها میپردازیم.

۱️⃣ با هرکسی بر اساس نیازش رفتار نمی‌کنیم

? مثلا کسی نیاز به محبت بیشتری دارد و به اندازه خودش به او محبت نمیشود و او چون این محبت را نمی بیند، احساس می کند که به او توجه نمیشود. ممکن است در کلاس شلوغ کند.

? در حالی که اگر به این فرد به اندازه کافی محبت شود، آرام و همراه می شود.

۲️⃣ به مساوات عمل کردن

? یعنی شما به مساوات عمل میکنید نه به عدالت

? مثلا شما دانش آموزانی با سطح علمی بالا دارید و عده ای هم با سطح پایین علمی؛

◽️ شما تصمیم میگیرید ، تدریستان با سطح متوسط علمی باشد.

? در این صورت دانش آموزان با سطح پایین درسی را نمی توان اغنا کرد و آنهایی هم که سطح‌شان بالا تر است راحت درس را متوجه می شوند و در ادامه کلاس را به هم می ریزند.

⛔️ در این صورت شما عدالت نداشته اید.

? یکی از عواملی که می تواند کلاس را به هم بریزد، ساده بودن درس برای بچه های زرنگ و با هوش است.

? در اینجا معلم باید یک برآیندی را بگیرد.

⭕️ برآیند یعنی اینکه معلم در تدریس خود باید یک ضربه به میخ بزند و یک ضربه هم به چوب.

? یعنی بتواند طوری تدریس خود رو جلو ببرد که هر دو گروه در پایان کلاس راضی باشند.

⚜️ هم فرد با سطح بالا و هم فرد با سطح پایین

? زبان مشترک

? به تعبیری هر کسی در آن کلاس متناسب با توان خودش بهره می برد.
یکی از علل بی انضباطی در کلاس عدم فهم است؛ مثل منبر؛ علت اینکه مثلا خانم‌ها در این هنگام مشغول صحبت هستند، لزوما عدم فهم محتوا نیست بلکه عدم ارائه مطالب مناسب با نیازهایشان است.

? ناخودآگاه این منبری بخشی از مخاطب خود را از دست می‌دهد چون زبان مشترک را در منبر نداشته است؛

? در بیان یکی از فنون تبلیغ می گوییم مبلغین موفق، مبلغین‌ای هستند که وقتی منبر می‌روند یک کودک ۸ ساله هم بهره می برد،پیر مرد ۸۰ ساله و همچنین خانم و آقایی که پای منبر اوست نیز بهره می برد.

♦️ یعنی همه به نحوی بهره ای از آن منبر بردند. این زبان مشترک است.

◀️ زبان مشترک به معنی حرکت در حد وسط نیست بلکه باید به رعایت عدالت در آموزش برسیم.

⚜️ در محبت هم همین است، قرار نیست محبت خود را یکجا به یک نفر بدهیم، مثل فضای خانه، وارد که می شوید باید با یک زبان مشترکی کار محبتی را جلو ببرید. دختر عزیز بابا، پسر گلم و… .

? این ضمائم خیلی مهم است؛ ممکن است وقتی می گویید دختر عزیزم، این ارتباط عاطفی تا عمق وجود او بنشیند و اقناع هم بشود.

? روش های تربیتی مبحث جداگانه و مهم است؛ در بیان تدریس موفق گفتیم تدریسی است که هم شنیداری باشد هم بصری باشد وهم بساوایی باشد.

◀️ یعنی معلم موفق باید هر سه بخش را بتواند پوشش بدهد ولی اگر معلمی نشست و رو به جمعیت فقط سخنرانی کرد این فقط به درد افرادی می خورد که شنیداری اند.

? ممکن است که ما در حال تدریس از بخشی از زبان بدن خودمان هم استفاده می کنیم و این کمک می‌کند تا مخاطب بیشتر با ما همراه شود و لذا به این‌ها زبان مشترک گفته می شود.

♦️ در سیستم های تعلیمی مثل رسانه اگر می‌خواهید موفق باشید، باید زبان مشترک را در عرصه های تربیتی، آموزشی، عاطفی و… بدانید؛

✴️ این زبان مشترک را باید بلد باشم؛ مثلا زبان مشترک در تدریس چیست؟در تربیت چیست؟در محبت چیست؟

? این زبان مشترک‌ها یعنی روش انتقال و ارائه که نیاز به آشنایی با آن را داریم. اینکه می‌گوییم داشتن عدالت یعنی بلد بودن زبان مشترک؛

⚜️ وقتی می‌گوییم عدالت آموزشی یا تربیتی یا عاطفی را در کلاس بلد باشیم و اجرا کنیم، یعنی این زبان مشترک را بتوانیم اجرا کنیم چرا که نمی توان در کلاس با تک تک بچه‌ها مواجه بشویم نه در وقت و نه در حوصله کلاس است.

? مثلا وقتی ما بستری را فراهم می کنیم که افراد بتوانند شاغل شوند؛ این همان زبان مشترک است.ممکن است شخص بی عرضه ای در این فرایند اشتغال شخصا تلاشی نکند اینجا مشکل شخص است ولی اگر در فرایند ایجاد اشتغال مثلا پارتی بازی مطرح می‌شود اینجا اشکال در دستگاه های اجرایی است.

⚜️ یکی دیگر از نکات مورد توجه، در همراه کردن دانش آموزان و مدیریت این است که گاهی دانش آموز نیازمند به همدردی است باید با او همدردی کرد؛ این باعث می‌شود که بچه ها به معلمشان و کلاس درس احترام بگذارند و همراه کلاس باشند.

? مثلا وقتی مطلع می شویم یک دانش آموزی یکی از بستگان خود را از دست داده است. معلم بگوید مثلا محمد آقا تسلیت میگم ان شاءالله با امیرالمومنین محشور بشود، همین دو جمله تاثیر گذار است، تا اینکه از کنار این موضوع بگذرد و اصلا به روی خودش هم نیاورد یعنی غفلت بکند.

? در این موقعیت ها ما باید حواسمان را جمع کنیم چون می دانید برای همدردی کردن نیازمند به موضوع شناسی هستیم یعنی بدانیم کجا باید همدردی کنیم با شناخت موضوع بر اساس آن موضوع عمل کنیم.

◾️ به طور مثال ممکن است ‌بدانیم این دانش آموز، دانش آموز دغل باز و دروغ گویی نیست، مثلا می‌گوید من دیشب مشقم را ننوشتم چون مادرم خیلی مریض بود اینجا موآخذه اش نکنیم که خب مریض بود که بود، تو باید مشتقت را می‌نوشتی.

? نه این غلط است، تو در فضای زندگی آنها که نیستی یعنی گاهی اوقات آنجا نیاز به این است که تو یک همدردی ای کنی و راه جبرانی هم برایش قرار دهی؛

? مثلا اشکال ندارد این را ننوشتی، امروز چهارشنبه ست مثلا من تا شنبه فرصت میدهم این را انجام بدهی، برای شفای مادرت هم دعا می‌کنم. این دانش آموز با شما همراه می شود.

? اما باید خیلی مراقب باشیم، گاهی اوقات برخی معلم ها خیلی مهربان اند که منجر به سوء استفاده بچه ها از او می‌شود.

❇️ لذا یادتان باشد معلم نباید اقتدارش را فدای عواطف کند و عواطف را هم نباید فدای اقتدارش کند یعنی مراقب باشیم این دو توأم باهم کمک می کند به مدیریت؛ همدردی بعلاوه سنجیدن مصلحت خود دانش آموز. لذا در همدردی یک راه جبران می‌تواند کمک کار باشد.
ان شاءالله

⚜️ نکته بعد دادن پاداش بموقع به رفتارهای مطلوب است.

? گاهی اوقات باید به رفتارهای مطلوب بچه ها یک پاداش بزنگاهی داد؛ مثلا می‌بینیم دانش آموزی می‌خواهد با من حرف بزند، من معلم هم در حال تدریسم، یک مرتبه بر می گردد و به او با اشاره می‌گویید که سکوت؛ در همین خط نگاه که من به او دارم یک لبخند به او بزنم؛ لبخند رضایت؛ این تقویت می‌شود یعنی پاداش به موقع هست. که او هم در نظم بخشی به کلاس یک نقش خوب و موثری را دارد ایفا میکند.

? البته این روش را باید خیلی مراقب بود. چون بچه ها ظرفیت هایشان یک ظرفیت محدودی است. مثلا اگر اینجا معلم دوباره آن هوشمندی را نداشته باشد، ذکاوت را نداشته باشد گاهی اوقات کلاس از دستش در می‌رود.

⚜️ نوشتن کلید واژه های نظرات دانش آموزان روی تخته سیاه. برای جمع بندی، این جمع بندی خودش یک کلاس می‌شود.

◀️ گاهی اوقات باید بچه ها حس بکنند بزرگ نظری ناظر است که پرت و پلا نگویند. همین جوری هر حرفی هم بر زبانشان جاری نشود.

? مثلا گاهی اوقات مشاور وقتی قلم دستش می گیرد در جلسه مشاوره که خلاصه مشاوره را یادداشت بکند اصلا گاهی اوقات کمک می‌کند که ارباب رجوعش با فکر بیشتری حرف بزند و این ناخود آگاه است. چون یک نگاهی به شما می‌کند یک نگاهی به قلمت یک نگاهی به کاغذ، دیگر می‌بیند هر چیزی نمی تواند بگوید یک جاهایی هم اتفاقا باید هر چیزی را بگوید مثلا در فضای مشاوره می گویند شما باید یک لحظه خودکارتان را بیندازید روی میز، (با صدا که بفهمد نمی خواهی یادداشت کنی تا راحت حرف بزند)، خود اینها تاثیر دارد و زبان بدن است. قلم بدست میگیری به فرد جهت می دهی.

⚜️ بحث گفتگو و اجازه صحبت به بچه ها سر کلاس بر اساس نیاز تعیین می شود.

? بستگی به تشخیص من مربی دارد مثلا روز بعد از شهادت حاج قاسم آمدیم مدرسه می‌بینیم بچه ها همه بغض در گلوهایشان گرفته، باید بستر فراهم کنید اینها حرف بزنند نمی‌تونیم بگوییم که بزار مثلا چهارشنبه ها قرار است ساعت گفتگو داشته باشیم آن موقع ما با همدیگر صحبت می کنیم.

?مثلا ممکن است حتی یک رخدادی اتفاق افتاده باشد؛ داخل حیاط مثلا والیبال یا فوتبال بازی کرده اند باخته اند الان هم حس می کنند نادآوری شده، من اصلا باید یک زمانی را محدود (که محدوده اش هم مهم است) معین کنم که مثلا بچه ها می‌خواهیم ده دقیقه درباره این موضوع با همدیگر صحبت کنیم.

?و این که می‌گویم باید با مدیریت مربی باشد مربی هم باید خوب بتواند جمع بکند موضوع را نه اینکه در اوج بحث یک مرتبه بگوید: خب بچه ها دیگه وقت تموم شد.

◾️ خدا حفظ کند یکی از قصه گویان را، اوج قصه می گفت: خب بماند بقیه برای هفته بعد!!

? این شکل قصه گویی ها برای تربیت خوب نیست؛ این برای حالگیری خیلی خوب است!! ولی می‌شود یک تاثیر تربیتی از این گرفت، می‌گوییم نه! اتفاقا ما همیشه در قصه گویی می‌گوییم داستان را طوری تنظیم بکنید که در هر بخشی به یک نتیجه ای برسد.

♦️ داستان باید ابتدا و انتها داشته باشد و ممکن است شخصیت مشترک هم داشته باشد. مثلا شما ۳۰ شب ۳۰ داستان بگویید شخصیت های مشترکی داشته باشد ولی در هر بخشی شما به نتیجه برسید اجازه بدهید او حس بکند دارد به یک بهره ای از این داستان و نتیجه داستان می رسد.

یک نظر

  • امین گفت:

    سلام و خداقوت
    نکات خیلی خوبی بود گرچه کامل نبود و باید ادامه آن بعنوان قسمت دوم مبحث مدیریت کلاس مطرح شود.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *